تبلیغات
فرهنگ دینداری

مطالب گذشته

جستجو

امروز:

فضیلت متأهل
هم‌چنین احادیثی وجود دارد که از برتری کسی که ازدواج می‌کند بر فرد مجرد سخن می‌گوید.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:
دو رکعت نمازی که فرد متأهل (و دارای همسر) می‌خواند از ۷۰ رکعت نمازی که یک مجرد می‌خواند بهتر است.

هم‌چنین در جای دیگر می‌فرماید:دو رکعت نمازی که فرد ازدواج کرده‌ای می‌خواند، از شب‌خیزی و روزه‌داری یک مرد بی‌زن بهتر است]
در حدیثی تکان دهنده از پیامبر(صلی الله علیه و آله) چنین آمده است:
بدترین مردهای شما کسی است که عزب (و بدون ازدواج) بمیرد.

امام باقر(علیه‌السلام) نیز از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل می‌کند:
بیشتر اهل دوزخ، افراد مجرد هستند]
پافشاری بر هویت دینی ازدواج
یکی از مسائل بسیار مهم ازدواج ، هویت دینی همسرگزینی است. از نظر روایات، ازدواج تنها برای برآوردن غریزه جنسی نیست. ازدواج هم چون دژی است که زن و مرد را در برمی‌گیرد و از دین و ایمان آنان پاسداری می‌کند. ازدواج، زن و مرد را از آلودگی به گناه، باز می‌دارد. بنابراین، ازدواج از این دیدگاه، نه جنبه اقتصادی دارد و نه جنبه حیوانی، بلکه دارای هویت کاملا دینی است.
درباره جنبه معنوی و دینی ازدواج به چند حدیث بسنده می‌کنیم.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود:

ادامه مطلب


اگر از نظر احادیث و روایات مهریه زن باید کم باشد چرا خداوند در قرآن کریم جریان حضرت موسی و آشنایی ایشان با دختران حضرت شعیب را بیان فرموده که از موارد مهریه سنگین و در واقع تشویق به این مسئله است.(مهریه دختران شعیب 8 تا 10 سال کار کردن حضرت موسی ع برای حضرت شعیب بوده است)
در سرگذشت حضرت موسی(ع) و حضرت شعیب(ع)، در قرآن آمده:هنگامی که موسی(ع) به خاطر حفظ جان خود از خطر فرعونیان از مصر بیرون آمد و به سوی مدین حرکت کرد، در بیرون شهر مدین دید چوپانان کنار چاهی توقف کرده اند و به نوبت، از چاه برای گوسفندان خود آب بیرون می کشند، دید در کنار آنها دو بانوی با حجاب ایستاده اند و آنها نیز منتظر نوبت خود هستند تا به چاه نزدیک شوند و آب برای گوسفندان خود از چاه بکشند.
موسی(ع) نزد آنها رفت و آنان را کمک کرد و آب از چاه کشید و گوسفندان آنها را آب داد...
آن دو دختر، دختران شعیب پیغمبر(ع) بودند، چون شعیب پسر نداشت، دخترانش عهده دار چوپانی گوسفندان شده بودند.
سپس دختران شعیب(ع) نزد پدر رفتند وجریان را گفتند، شعیب(ع) یکی از آن دخترها را برای دعوت موسی(ع) به خانه اش فرستاد، موسی(ع) آن دعوت را پذیرفت و به خانه شعیب(ع) آمد.
شعیب(ع) به شخصیت معنوی موسی(ع) پی برد و علاقمند شد که او را داماد خود نماید، از این رو به موسی(ع) گفت:«انی ارید ان انکحک احدی ابنتی هاتین علی ان تأجرنی ثمانی حجج فان اتممت عشرا فمن عندک و ما ارید ان اشق علیک ستجدنی ان شاءالله من الصالحین؛ من می خواهم یکی از این دو دخترم (صفورا و لعیا) را به همسری تو درآورم، به این شرط که هشت سال برای من کار کنی و اگر ده سال کار کنی، محبتی از ناحیه تو است من نمی خواهم کار سنگینی بر دوشت بگذارم و انشاءالله مرا از افراد صالح خواهی یافت» (قصص، آیه 27).
موسی(ع) پیشنهاد شعیب(ع) را پذیرفت.
از این آیه چند مطلب استفاده می شود:

ادامه مطلب


فمینیسم را تعریف كرده و آثار مخرب این جنبش را بیان كنید؟


پاسخ :

زنان در طول تاریخ تمدن بشری همواره ستم دیده اند. حتی تا اواخر قرن نوزدهم میلادی و در برخی از كشورهای غربی تا اوایل قرن بیستم زنان همچون كودكان حق تصرف در اموال خود را نداشتند[1] و همچنین تا ربع اول قرن بیستم در بسیاری از كشورهای اروپائی زنان از حق رأی محروم بودند.[2]
و بدیهی است كه باید برای رسیدن به وضعیت مطلوب تلاش نمود اما سخن در اینجاست كه چه راهی را باید برای شكل دهی نظام اصلاحی امور زنان انتخاب نمود.
نهضت زنان در قرن نوزدهم در فرانسه گسترش یافت و نام فرانسوی (Feminism) به خود گرفت. این نهضت نوعی اعتراض به تبعیض های موجود در جامعه غربی و فراموشی حقوق زن در اعلامیه حقوق بشر بوده كه بعدها افرادی چون آگوست كنت (1857) و جان استوارت میل (1869) نظریه برابری زن و مرد را در چارچوب فردی و اومانیستی مطرح كردند.[3]

ادامه مطلب


حق زنان بر مردان از زبان امام سجاد علیه‏السلام


امام زین العابدین علیه‏السلام مى‏فرماید:

« و أما حق الزوجةِ »

اى مرد! حق زن بر گردن تو این است:

« تعلم أن الله جعلها لك سكنا و أُنسا »

خدا او را براى تو مایه آرامش و رفیق خوب در وقت غم و غصه و برطرف كننده غم در خانه قرار داده است.

« فتعلم أنّ ذلك نعمةً من الله علیك »

زنت نعمت خدا است.

« فتكرمها و ترفق بها »

هم احترام به او بگذار، و هم با او رفاقت داشته باش.

برادران! تا دیر نشده به حرف پیغمبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و ائمه علیهم‏السلام گوش بدهیم. همه ما رفتنى هستیم. این حرفها فقط در كتابها نماند، در روز قیامت كلمه به كلمه‏اش دادگاه دارد.


«دوستت دارم»؛ قول صادقانه مرد به همسر


رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏فرماید:

« قول الرجل للمرأة أنى أُحبُك لا یذهب من قلبها أبدا »

مرد به زنش صادقانه بگوید: خانم! عاشقت هستم این جمله در قلب زن نقش مى‏بندد و دیگر هم پاك نمى‏شود.

اما شما را به جان پیغمبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله راست بگویید. یك وقت پیش خودت بگویى: امشب شب ماه رمضان است، از قول پیغمبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله گفته‏اند كه به او بگو عاشقت هستم، برویم حالا بگوییم، یك چوب بیاندازیم، ببینیم چه مى‏شود. نه، واقعا پیغمبر را در نظر بگیرید و براى خدا قلب‏هایتان را صاف كنید.

امشب به خدا بگویید: قلب ما را عوض كن. اگر با همسرتان مشكل دارید، یا بى‏احترامى به او مى‏كنید، بروید و به او بگویید: خانم! در خیلى از كارها اشتباه كردم، من را ببخش! من واقعا تو را دوست دارم


حق زنان بر مردان در روایتى دیگر از امام صادق علیه‏السلام


« قُلتُ لأبى عبدالله » به امام صادق علیه‏السلام گفتم: « ما حق المرأة على زوجها الذى إذا فعله كان محسنا »

مرد با زنش چطورى رفتار كند كه جزء محسنینِ قرآن قرار بگیرد؟ « قال یشبعُها » او را سیر كند، در خرج كردن بخل نداشته باشد، نان خوب، پنیر خوب، كره خوب، برنج خوب، چیزى كه از دستش برمى‏آید. « و یكسوها » و لباس خوب براى زنش بخرد.

« و إن جهلت غفر لها »

اگر خانمش یك وقت اشتباهى هم داشت، به او بگوید: خانم! این كار اشتباه بود، اما خدا به من گفته كه از شما گذشت كنم، چون خدا گفته است، گذشت مى‏كنم.

« لیجتلب بها موافقتها و محبتها و هواها و حسُن خلقه معها »

مرد باید كارى كند كه موافقت و عشق و میل زنش را به خودش جلب كند. خیلى با زنش خوش اخلاق باشد.

« و استعمالَهُ استمالَة قلبها بالهیئة الحسنة فى عینها »

مرد تا مى‏تواند، قیافه خود، لباس، سر و صورت خود را این قدر قشنگ كند كه چشم خانمش را از خودش پر كند كه خداى نكرده در مهمانى‏ها و این طرف و آن طرف، زن جوان چشمش به یك تمیزتر و زیباتر نیافتد و بگوید: كاش او شوهر من بود.

امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید: زیبایى‏تان را براى زنتان ببرید، این دستور خدا است كه در كلام امام صادق علیه‏السلام مى‏باشد.


اجر خدمت به زن در خانه


رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏فرماید:

« إذا سقى الرجل إمرأته الماء أجرٌ »

به محض این كه حس كردى خانمت تشنه است، بلند شو، برو لیوان را آب كن و بیاور به دست همسرت بده، این پیش خدا اجر دارد. خود همین آب دادن اجر است.

رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏فرماید:

« لا یخدم العیال الا صدیقٌ أو شهیدٌ أو رجلٌ یریدُ الله به خیر الدنیا و الآخرة »

كسى با زنش در این دنیا خوب برخورد كند جزء افراد صدیق، یا شهدا، یا انسانى است كه خدا خیر دنیا و آخرت را برایش اراده كرده است.


وساطت در ازدواج


در همین محل یك پیرمردى را داشتیم كه خدا او را رحمت كند. به هر كس مى‏رسید سلام مى‏كرد، حالا مى‏شناخت یا نمى‏شناخت. خیلى شیرین بود.

مى‏گفت: زن دارى؟ نه، چرا زن نگرفتى؟ پول ندارم. من پولش را مى‏دهم، دخترى در مدّ نظر دارى؟ نه، من الان ده تا دختر سراغ دارم، حالا یكى دو تا را برو ببین.

به من كه مى‏رسید، مى‏گفت: حاج آقا سلام! كسى را سراغ ندارى كه زن نداشته باشد؟

مى‏گفتم: چرا، دختر مى‏خواهد یا پول، یا جا؟ اگر جا مى‏خواهد، سالن داریم، پول هم مى‏خواهد، پول هست.

مى‏گفتم: تو خودت یك كت ندارى كه به تنت كنى، پول از كجا مى‏آورى؟

مى‏گفت: من دیگر معروف هستم، تمام جیب‏ها به روى من باز است، من به مغازه هر كس كه بروم، به من نه نمى‏گوید چون اینقدر مى‏گویم تا مرگش را از خدا بخواهد و پول را بدهد. دیگر مى‏دانند، وقتى كه من به مغازه آنها مى‏روم، بالاخره باید یك پولى به من بدهند.

پیغمبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏فرماید: هر كس دلال ازدواج بشود، از هشت در بهشت، یك در آن براى جوش‏دهندگان ازدواج است.

نمى‏گویم دخترها را زود شوهر بدهید. دختر نُه ساله و ده ساله را كه رشیده نیست، اسلام اصلاً اجازه ازدواج نمى‏دهد.

دختر را فقط گفته است: وقتى كه بالغه رشیده عاقله شد، سنى براى ازدواجش تعیین نكرده است. ممكن است دخترى در یك منطقه، پانزده سالگى بالغه عاقله رشیده باشد، ممكن است یك جا بیست سالگى، یك جا هم هفده هجده سالگى. مهم این است كه ازدواج را سخت نگیرید. مهریه‏هاى سنگین نگیرید.


زن، مایه تسكین شوهر


« وَ مِنْ ءَایَـتِه أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْكُنُوآاْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً »

زنانى را كه ساختم، از آیات من است و براى آرامش زندگى شما است. بناى ازدواج یك بناى الهى است. ازدواج مقدمه ساختن آخرت است، چرا؟ چون وقتى زن مى‏گیرید، سى چهل نوع گناه از شما دور مى‏شود.


گذشت از همسر به خاطر گذشت خدا


رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏فرماید:

« إنى لأتعجب ممن یضرب إمرأته و هو بالضرب أولى منها »

از مردهایى كه دست به روى زنهایشان بلند مى‏كنند بسیار تعجب مى‏كنم، كه اگر بنا به كتك خوردن است، خدا باید این مرد را شلاق بزند، اینقدر گندكارى در پرونده خود این مرد هست كه خدا باید او را بزند، این كه خودش مستحق كتك خوردن است، براى چه دست روى زنش بلند مى‏كند؟


زن از منظر اسلام

 

هر یک از آرا و عقاید طوایف و ملل (متمدن و غیر متمدن، مذهبی و لائیک) متضمن نوعی تضعیف و تحقیر زن بود و مشتمل بر محروم نگه داشتن زن از برخی حقوق اجتماعی بلکه تحمیل مسؤولیت هایی بیش از توان او و بالاتر از مسؤولیتهای مردان . اکنون فرصت آن است که نگاهی به جایگاه زن در اسلام داشته باشیم:

 

با یک بررسی اجمالی به این نتیجه می رسیم که این دین مبین از تمام جهات و در کل ابعاد زندگی، اعم از حالات شخصی و مقررات اجتماعی، احترام و وظایف و حقوق زنان را متناسب با شرایط و توانمندی جسمی و روحی آنان در نظر گرفته است و به بیانی دیگر; نظر به این که عواطف و احساسات (از قبیل صبر و حیا و محبت و ترس) در زنان غالب است و با توجه به ظرافت جسمی آنان ، حقوقی متناسب با این شرایط مانند تربیت، پرستاری و خانه داری و غیره برایشان در نظر گرفته شد از طرف دیگر در مردان، نیروی تفکر، باریک بینی، عاقبت اندیشی، و خشونت، چیره است و با توجه به توانمندی و چالاکی بدنی، وظایف و تکالیف پرمشقت و جنجالی و سخت به آنان واگذار شد .

ادامه مطلب


نگاهی به شخصیت و حقوق زن در اسلام و سایر ملل

 

چکیده:

 

در این نوشتار، نویسنده شمه ای از بینش مردمان پیشین، درباره زن را بیان می دارد . همچنین نگرش متجددان را پیرامون این نیم پیکره اجتماع به تصویر می کشد و از ظلمی که گذشتگان در حق او روا داشته اند و بار سنگینی که امروزیان بر جسم و روان لطیفش نهاده اند، شکوه می کند . یگانه راه سربلندی و نشاط او را مکتب رهایی بخش اسلام می داند و در خاتمه، نیکبختی زن را در همه شؤون این دین متعادل، به رشته تحریر در آورده است .

 

ادامه مطلب


گفتار دوم: ریاست خانواده

ریاست شوهر و اجازه زن از او در مسائلی که مربوط به اداره خانواده است، هم قانونی است و هم شرعی.

بر اساس شرع اسلام و ماده 1102 قانون مدنی، پس از انعقاد قرارداد نکاح، هر یک از زوجین حقوق و تکالیفی در مقابل یکدیگر پیدا خواهند نمود. همانطور که در قرآن کریم آمده است: «لهن مثل الذی علیهن بالمعروف » (25); یعنی برای زنان، همانند وظایفی که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته ای قرار داده شده است همچنان که تکالیفی بر عهده زنان قرار گرفته از حقوقی نیز برخوردارند و بین حقوق و تکالیف آنها تعادلی برقرار است. عدالت اقتضا می کند که حقوق و تکالیف بر اساس تواناییهای روحی و طبیعی و جسمی بین آنها تقسیم شود. از این رو در حقوق اسلام، همانطوری که تکلیف انفاق و تامین هزینه زندگی خانواده مطابق آیه 34 سوره نساء بر عهده مرد نهاده شده است، زن نیز در مقابل مکلف شده تا از مرد به عنوان رئیس تشکل خانواده، اطاعت نماید. در ذیل به طور مختصر فلسفه و ادله و حدود اطاعت زن از مرد را بیان خواهیم نمود.

ادامه مطلب


حقوق و تکالیف زن از دیدگاه اسلام


چکیده:

زن و شوهر با قرارداد ازدواج، حقوق و تکالیف مختلفی نسبت به یکدیگر پیدا می کنند. در حقوق اسلام و ایران اصل استقلال مالی زوجین مبنای روابط مالی زوجین است و هر یک از زن و شوهر در اکتساب و تصرف اموال خود استقلال کامل دارند. اما در حقوق کشورهای غربی از جمله فرانسه، در رژیم اشتراک اموال، مرد به عنوان رئیس اشتراک، اداره اموال مشترک زوجین را در اختیار دارد و در رژیم جدایی مطلق اموال نیز مطابق فرض قانونی، حق تصرف در اموال زن را دارد مگر اینکه زن صریحا آن را رد نماید. از طرف دیگر تامین هزینه خانواده در حقوق اسلام تعهدی یک جانبه است و زن در این زمینه هیچ تکلیفی ندارد ولی در حقوق فرانسه یک تعهد دو جانبه است و زن نیز مکلف به تامین آن است.

ریاست شوهر بر خانواده با عنایت به ضرورت وجود مدیر و سرپرست در هر تشکل و جامعه ای، یک ریاست اداری است نه استبدادی و هرگز زن، ملزم به اطاعت از مرد در امور شخصی او نیست.

هدف اساسی این مقاله، بررسی تطبیقی میان حقوق اسلام و حقوق فرانسه و تبیین برجستگیهای قوانین اسلام در این زمینه است.

یکی از مسائلی که به عنوان تبعیض بین زن و مرد عنوان گردیده، روابط حقوقی میان زن و شوهر است. برخی در این باره ابراز داشته اند که بسیاری از قوانین فقهی بین زن و مرد تبعیض قائل شده است. و ضرورت دارد ایران هم به کنوانسیون بین المللی حقوق زنان که خواهان تساوی همه جانبه زن و مرد است بپیوندد. (1)

برای روشن شدن زوایای مختلف این بحث، روابط زن و شوهر را در مسائل مالی و مسائل غیر مالی آنها (مساله ریاست شوهر در خانواده) در دو گفتار مطرح خواهیم کرد.

گفتار اول: روابط مالی زن و شوهر

در این گفتار پس از توضیح برخی مفاهیم، اختیارات زن و شوهر را در مسائل مالی و چگونگی تامین هزینه خانواده بیان خواهیم نمود.

الف) تبیین برخی مفاهیم

حقوق کشورهای مختلف در باره ارتباط مالی زن و شوهر دو نوع نظام مالی مهم دارد که حدود اختیارات هر یک از زوجین در تصرف و بهره برداری از اموال و حقوق و تکالیف آنها را برای تامین هزینه زندگی تعیین می کند که به طور اجمال به معرفی آن دو می پردازیم.

1- رژیم استقلال مالی (جدایی اموال)

استقلال مالی زوجین عبارت است از این که زن و شوهر پس از ازدواج (در دوران زندگی زناشویی) از دو دارایی ممتاز و جدا از هم برخوردارند. اموال زن و مرد دارایی مشترکی را تشکیل نمی دهند و زن پس از عقد نکاح در اداره، تنظیم و تصرف اموال و دارایی های سابق یا اموال مکتسبه در دوران زناشویی استقلال کامل دارد و می تواند هر گونه عمل مادی و حقوقی را نسبت به آنها انجام دهد. ریاست شوهر بر خانواده، هیچ گونه اختیاری در اموال زوجه، برای او به وجود نمی آورد. حقوق ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی، این رژیم را به عنوان تنها رژیم حاکم بر روابط مالی زوجین پذیرفته اند. در حقوق کشورهای اروپایی; همانند فرانسه، سوییس و آلمان نیز به عنوان یکی از مدلهای قرارداد مالی نکاح با نام رژیم جدایی اموال پذیرفته شده است.

2- رژیم اشتراک در اموال

در این رژیم، دارایی زن و شوهر پس از ازدواج یک دارایی مشترک را تشکیل می دهد. شمول این اموال مشترک نسبت به اموال منقول و غیر منقول و دارایی قبل از ازدواج و پس از آن، با توجه به مدلهای مختلف رژیم اشتراک مالی که در حقوق بسیاری از کشورهای اروپایی وجود دارد متفاوت خواهد بود; اما در غالب آنها مرد، اداره، تنظیم و تصرف در این اموال (اموال مشترک) را بر عهده دارد و یا لااقل اختیارات مرد گسترده تر از اختیارات زن می باشد. این رژیم هم در سیستم حقوقی رومی - ژرمنی; مانند فرانسه و آلمان و هم در سیستم حقوقی کامن لا; مثل انگلستان وجود دارد.

ب) اختیارات زن و شوهر در مسائل مالی

اصل استقلال مالی زوجین و حق اداره و تصرف آنها بر اموالشان از اصول مسلم فقه شیعه است و هیچ تردید و اختلافی در آن وجود ندارد. قانون مدنی هم در ماده 1118 (2) خود آن را پذیرفته است و مطابق آن:

«زن در مسائل مالی و اقتصادی، استقلال و آزادی کامل دارد و می تواند در اموال شخصی خود هر گونه دخل و تصرفی نماید; بدون آن که موافقت شوهر لازم باشد. اعم از این که آن اموال قبل از ازدواج به دست آمده باشد و یا بعد از آن » . (3)

برای اثبات این اصل در فقه شیعه، به دو دلیل از منابع فقهی می توان استناد نمود.

1- آیه «للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن » (4)

یعنی: مردان را از آنچه کسب می کنند و نیز زنان را از آنچه به دست می آورند بهره ای است.

کلمه اکتساب به معنی به دست آوردن است اما فرقی که راغب اصفهانی بین معنای کسب و اکتساب متذکر می شود بسیار قابل توجه و دلیل بر مدعاست; وی می گوید: کلمه اکتساب در به دست آوردن فایده ای استعمال می شود که انسان می خواهد خودش از آن استفاده کند و بهره برداری اختصاصی از آن نماید و کسب، هم آنچه را که خود می خواهد استفاده کند شامل می شود و هم آن چیزی را که برای دیگران به دست می آورد. (5) از این جهت معنای کلمه کسب از معنای اکتساب عامتر است. مطابق این معنی، زن و مرد چیزی را که به دست می آورند، خودشان مستقلا حق تصرف و بهره برداری از آن را خواهند داشت.

از این رو، مفاد آیه چنین خواهد بود که هر یک از زن و مرد، آن چیزی را که به دست می آورند - خواه اختیاری باشد; مانند کسب درآمد یا غیراختیاری; مانند ارث و غیره - به خودشان اختصاص دارد و حق استفاده و بهره برداری را به طور مستقل خواهند داشت. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می گوید:

«اگر مرد و یا زن از راه عمل چیزی به دست می آورد خاص خود اوست و خدای تعالی نمی خواهد به بندگان خود ستم کند .از اینجا روشن می شود که مراد از اکتساب در آیه نوعی حیازت و اختصاص دادن به خویش است; اعم از این که این اختصاص دادن به وسیله عمل اختیاری باشد نظیر اکتساب از راه صنعت و یا حرفه یا به غیر عمل اختیاری. لیکن بالاخره منتهی می شود به صفتی که داشتن آن صفت باعث این اختصاص شده باشد... و معلوم است که هر کس، هر چیزی را کسب کند از آن بهره ای خواهد داشت و هر کسی هر بهره ای دارد، به خاطر اکتسابی است که کرده است » . (6)

یکی از مفسرین با برداشت وسیعتری از این آیه، نسبت به آزادی زنان در اشتغال و تجارت، می گوید:

«خداوند در کسب و تجارت نسبت به سعی و کوشش هر کسی از مرد و یا زن از نعم خود عطا می فرماید... آیه شریفه دلیل است که زنان هم می توانند به تجارت مشغول شوند و همچنین نسبت به سعی و کوشش خود از نعم الهی بهره مند شوند» . (7)

2- عموم قاعده «الناس مسلطون علی اموالهم »

این قاعده که به نام قاعده «تسلیط » معروف است از قواعد پذیرفته شده، نزد فقهای شیعه است و در فقه، بدان بسیار استناد می شود.

مفاد قاعده مزبور چنین است که همه مردم اعم از زن و مرد نسبت به اموال خودشان حق هر گونه تصرفی را دارند و استثنایی هم در مورد این که زن یا زوجه نتواند در اموال خودش تصرف نماید، وارد نشده است، به علاوه روایت «لایحل مال امرء مسلم الا بطیب نفسه » (8) بدین معنی است که تصرف در مال شخص مسلمان بدون رضایت او جایز نیست و نیز عمومات متعدد دیگری که در آیات و روایات به این مضمون وارد شده است دلالت بر این مدعا دارد و هیچ تخصیص و استثنایی که شوهر را مجاز نماید در اموال همسر خود تصرف کند، وجود ندارد; بر پایه این استدلال، دست مرد از اموال زن کوتاه شده و حق هر گونه مداخله در اموال زن از شوهر سلب گردیده است.

از این رو در مورد استقلال زن از مرد در مالکیت، اداره، تصرف و بهره برداری از اموال، مطابق منابع فقهی شیعه بلکه بسیاری از منابع اهل سنت جای هیچ تردیدی نیست.

البته در برخی از کتابهای اهل سنت (9) نقل شده است که بعضی با استناد به آیه «لاتؤتوا السفهاء اموالکم » (10) زنان را از تصرف در اموالشان ممنوع دانستند، با این تفسیر که سفها شامل اولاد صغیر و زنان است; اما مطابق تفسیرهای مفسرین شیعه آیه فوق درباره ایتام است و منظور از سفها در این آیه، همان ایتام صغیر است که به رشد کافی در مسائل مالی نرسیده اند. (11)

در حقوق ایران نیز به تبعیت از فقه شیعه نظام مالی زوجین از زمان تدوین قانون مدنی در سال 1307، از یک ثبات نسبی برخوردار بوده است. این ثبات را باید ناشی از منشا و مبنای محکم آن دانست. ریشه مذهبی و الهی داشتن قواعد حاکم بر این روابط که مانع از بی عدالتی در روابط بین زن و شوهر است را باید علت این ثبات قلمداد نمود. فلسفه این امر نیز بسیار روشن است; زیرا از ابتدا، اسلام به جای تشابه سازی به «اصل عدالت » توجه نموده است و همانگونه که برخی از صاحب نظران دینی اظهار نموده اند:

«اصل عدل که یکی از ارکان کلام و فقه اسلامی است، همان اصلی است که قانون تطابق عقل و شرع را در اسلام به وجود آورده است; یعنی از نظر فقه اسلامی - و لااقل فقه شیعه - اگر ثابت بشود که عدل ایجاب می کند فلان قانون باید چنین باشد نه چنان و اگر چنان باشد ظلم است و خلاف عدالت است ناچار باید بگوییم حکم شرع هم همین است; زیرا شرع اسلام طبق اصلی که خود تعلیم داده هرگز از محور عدالت و حقوق فطری و طبیعی خارج نمی شود. علمای اسلام با تبیین و توضیح اصل عدل، پایه فلسفه حقوق را بنا نهادند» (12)

علاوه بر پایه گذاری قوانین اسلامی براساس عدالت، اسلام حتی به زوجین اجازه نداد که توافقی نمایند تا منجر به بی عدالتی شود. از امام باقر علیه السلام سؤال شد که آیا مرد می تواند با زن خود شرط کند که نفقه را به طور کامل و مساوی با زن دیگر به او ندهد و خود آن زن هم از اول این شرط را بپذیرد؟ امام باقر علیه السلام فرمود:

«خیر چنین شرطهایی صحیح نیست، هر زنی به موجب عقد ازدواج خواه ناخواه حقوق کامل یک زن را پیدا می کند ...» . (13)

باید توجه داشت که مطالب یاد شده هرگز به این معنا نیست که تمام اصول مترقی اسلام پیاده شده است و یا ثباتی که مطرح کردیم بدین معناست که اصلاحاتی در طول قانونگذاری حقوق ایران انجام نگرفته یا نباید بگیرد; بالعکس مقتضیات زمان و تحولات اجتماعی ایجاب می کند هر از چند گاهی راه کارهای مناسب جهت اجرای هر چه بهتر قوانین اسلامی، ارائه شود و اساسا اجتهاد در فقه و پویایی آن به همین معنا است، که فقه باید جوابگوی نیازهای زمان خود باشد. بلکه منظور این است که اصول کلی حاکم بر روابط زوجین از ثبات نسبی برخوردار بوده است.

شایان ذکر است که وقتی این اصول و قوانین مترقی، چهارده قرن قبل در حقوق اسلام بنیان نهاده شده بود و به زن در تصرف اموال خود استقلال کامل اعطا نمود، در کشورهای اروپایی تا قبل از قرن بیستم، از جمله حقوق فرانسه که یکی از مدرنترین و مفصلترین حقوق مدون آنهاست، زنان از حداقل حقوق انسانی هم برخوردار نبودند و اصلا اهلیت تصرف در اموال خود را هم نداشتند و به اعتراف یکی از نویسندگان فرانسوی (14) ، در روابط مالی زوجین، مرد ارباب زندگی مشترک بود و اختیارات او در اداره، تنظیم و تصرف اموال حتی در اموال اختصاصی زن، شبه مطلق بوده است; زیرا در رژیم قانونی 1804م. فرانسه، اداره و تصرف تمام اموال مشترک و اختصاصی زن، به عهده مرد نهاده شده بود و آن هم به عنوان یک مدیر غیر مسؤول. طبیعی خواهد بود که چنین قانونی با توجه به تحولات زمان به دلیل ظالمانه بودن آن، باید متحول شود و به تعبیر این نویسنده فرانسوی:

«قانون 1965م. تنها سعی کرده اختلاف موجود بین زن و شوهر را کاهش دهد» . (15)

و یا به قول کورنو:

«در این بازنگری سعی شده، برابری زن و مرد در نظام اشتراک اموال برقرار شود و یا حداقل گرایش به برابری در آن دیده می شود و تحت این روابط متنوع، زن و شوهر در وضعیتهای آن چنان تبعیض آمیزی قرار نداشته باشند» (16)

اما باید گفت علی رغم همه گرایشها به سمت اعطای استقلال به زن، هنوز هم در رژیم قانونی (17) جدید که اکثر زوجین فرانسوی تحت این رژیم ازدواج می کنند، اموال مشترک زن و مرد، در صورت فقدان شرط خلاف، توسط مرد اداره می شود. حتی مطابق رژیم جدایی مطلق اموال، قانونگذار فرض را بر این نهاده که شوهر اجازه تصرف در اموال زوجه را دارد و مطابق آن شوهر می تواند، انواع تصرفات را در مورد اموال زن انجام دهد; مگر این که زوجه صریحا تصرف شوهر را رد نماید. (18) اما به هیچ وجه چنین فرضی در حقوق ایران و اسلام مطابق فقه شیعه وجود ندارد.

به همین سبب با مقایسه اجمالی بین قانون اسلام و قوانین دنیای متمدن غرب که شاید مفصلترین و کاملترین آنها، قانون مدنی فرانسه باشد می توان گفت بر خلاف تصور عده ای، حدود اختیارات زن و آزادی و استقلال او در انجام امور مالی و روابط حقوقی و اقتصادی در شریعت و نظام حقوقی اسلام، به مراتب وسیعتر و بیشتر از آن مرزهایی است که در نظام های حقوقی کشورهای مدعی تمدن برای زن شناخته شده است. (19)

با توجه به مطالب فوق، تعجآثور است که بعضی از حقوقدانان فرانسوی (20) از باب نمونه تنها حقوق اسلام را به عنوان یک رژیم حقوقی مطرح می کنند که هیچ نظم مالی در خصوص زوجین ندارد. در حالی که قبل از تدوین هر قانونی در فرانسه، قواعد و قوانین بسیار ریز و دقیقی در باب ارث، تامین هزینه (نفقه)، مهر و مسائل مالی دوران نکاح و پس از نکاح در قرآن و سنت اهل بیت علیهم السلام تدوین شده بود. حمل این گونه نظریات بر بی اطلاعی آنها هم آسان نیست.

ج) تامین هزینه و معاش خانواده (نفقه)

یکی از حقوقدانان با انتقاد از قانون مدنی ما که به تبعیت از حقوق اسلام تامین هزینه زندگی خانواده را به عهده مرد گذاشته است، چنین می گوید:

«قانون مدنی ما از یک سوی مرد را وا می دارد که به زن خود نفقه بدهد; یعنی جامه، خوراک و مسکن وی را آماده کند، همچنان که مالک اسب و استر باید برای آنان خوراک و مسکن فراهم آورد مالک زن نیز باید این حداقل زندگی را در دسترس او بگذارد» . (21)

در بسیاری از حقوق کشورهای اروپایی از جمله فرانسه، تامین هزینه زندگی مشترک و تکلیف انفاق یک تعهد دو جانبه است و زن و شوهر هر دو مکلف به کسب درآمد و تامین هزینه خانواده هستند. اما از نظر اسلام تامین هزینه خانواده و از جمله مخارج شخصی زن (نفقه زن) به عهده مرد است. و زن از این نظر هیچ گونه مسؤولیتی ندارد. بنابراین، تکلیف مرد در دادن نفقه زن، یک تکلیف یک جانبه است و موسر (متمکن) یا معسر بودن زن، تاثیری در آن ندارد. حتی اگر زن دارای ثروت کلانی هم باشد، الزامی ندارد که از اموال شخصی خود، مخارج و مایحتاج زندگی خود را تامین کند.

بنابراین، اگر کسی بخواهد انتقادی بر حقوق اسلام نماید، باید از جانبداری حقوق اسلام از زن بگوید. ولی چنان که برخی از اسلام شناسان معاصر اظهار نمودند:

«حقیقت این است که اسلام نخواسته به نفع زن و علیه مرد، یا به نفع مرد و علیه زن قانونی وضع کند. اسلام نه جانبدار زن است و نه جانبدار مرد. اسلام در قوانین خود سعادت مرد و زن و فرزندانی که باید در دامن آنها پرورش یابند و بالاخره سعادت جامعه بشریت را در نظر گرفته است » . (22)

از این رو مدعیان حمایت از حقوق زن به تعبیر مرحوم شهید مطهری بناچار به یک دروغ شاخدار متوسل می شوند و می گویند: فلسفه نفقه این است که مرد خود را مالک زن می داند و او را به خدمت خود می گمارد همانگونه که مالک حیوان ناچار است مخارج ضروری حیوانات مملوک خود را بپردازد. باید از این مدعیان پرسید که از کجای قانون اسلام شما استنباط کردید که مرد مالک زن می باشد و علت نفقه دادن مرد، مملوک بودن زن است. این چگونه مالکی است که از نظر اسلام حق ندارد به مملوک خود بگوید این ظرف آب را به من بده! این چگونه مالکی است که مملوکش هر درآمدی کسب کند به خودش تعلق دارد و مالک، حق دخالت در آن را ندارد! این چگونه مالکی است که اگر زن به کودکش شیر دهد می تواند اجرت آن را مطالبه نماید! (23) چنین نسبتی به آن دسته از نظامهای حقوقی کشورهای غربی از جمله فرانسه نزدیکتر است که در رژیمهای اشتراک اموال، اختیارات شوهر مطابق قانون 1804 تا قبل از اصلاح 1965، شبه مطلق بوده است و مرد، حاکم و ارباب اموال اشتراکی شناخته می شد. (24)

ادامه مطلب


مقام والای مادر در قرآن

 

نوع دستورهایی که اسلام به زن ومرد می دهد، در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دو قائل است ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمی دارد، وقتی احترام به پدر ومادر را بازگو می کند، برای گرامی داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه وبالاستقلال طرح می کند. قرآن کریم می فرماید:

اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما (1)

اگر یکی از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها حتی «اوف » مگو وبه آنها پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی.

ودر بخشی دیگر می فرماید: ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت به پدر و مادر فراموش نکند:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا (2)

وانسان را نسبت به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم.

و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا (3)

پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید وبه پدر ومادر خود احسان کنید. ودر جای دیگر احسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حق یاد می کند:

ان اشکر لی و لوالدیک (4)

شکر گزار من وپدر ومادرت باش.

اما با همه این تجلیل های مشترک، وقتی می خواهد از زحمات پدر ومادر یاد کند، از زحمت مادر سخن می گوید، نه از زحمت پدر، آنجا که می فرماید:

و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا (5)

زحمات سی ماهه مادر را می شمارد، که: دوران بارداری، زایمان، ودوران شیرخوراگی برای مادر دشوار است. وهمه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر می کند. قرآن کریم به هنگام یادآوری زحمات حتی اشاره ای هم به این موضوع ندارد که: پدر زحمت کشیده است.

بنابراین، آیات قرآن که در مورد حق شناسی از والدین آمده است بر دو قسم است: یک قسم حق شناسی مشترک پدر ومادر را بیان می کند وقسم دیگر، آیاتی است که مخصوص حق شناسی مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان می کند فقط برای بیان وظیفه است، نظیر:

و علی المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف (6)

خوراک وپوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.

ولیکن هنگامی که سخن از تجلیل وبیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذکر می کند.

پی نوشت ها:

1. اسراء، 23.

2. احقاف، 15.

3. اسراء، 23.

4. لقمان، 14.

5. احقاف، 15.

6. بقره، 233.


زن از منظر اسلام

در الدر المنثور(1) است که بیهقی از اسما بنت یزیدانصاری روایت کرده که نزدرسول خدا(ص)شده در حالی که آن جناب در بین اصحابش قرار داشت، اسماعرضه داشت: پدر و مادرم فدایت باد، من از طرف زنان خدمت شما آمده ام، یا رسول الله جانم به فدایت بدان که هیچ زنی در شرق و غرب از آمدن من به نزد تو خبردار نشده، مگر آن که نظریه اش


مثل همین نظریه ای است که من عرض می کنم.

خدای تعالی تو را به حق مبعوث کرد به سوی مردان و زنان(عالم)وما به تو ایمان آوردیم، و به معبود تو که تو را فرستاده نیز ایمان آوردیم، و ما طایفه زنان محصوردر چهار دیواری خانه ها، و تحت سیطره مردان هستیم، و در عین حال پایه و اساس خانه و زندگی شما مردانیم این مائیم که شهوات شما را بر می آوریم، و به فرزندان شما حامله می شویم، و اما شمامردان در دین اسلام برتری هایی بر ما یافته اید،شما به نمازهای جمعه، و جماعت و به عیادت بیماران، و به تشییع جنازه می روید، همه ساله می توانید پشت سر هم به حج بروید، و از همه اینها ارزنده تر این که شما مردان می توانید در راه خدا جهاد کنید، و چون شما به سوی حج و یاعمره و یا به سوی جهاد می روید اموال شما را حفظ می کنیم، و برای شما پارچه می بافیم، تالباس برایتان بدوزیم، واموال شما را تر و خشک می کنیم، (در نسخه ای دیگر آمده اولادتان را تربیت می کنیم)پس آیا در اجر و ثواب باشما شریک

ادامه مطلب


تو این هیکل رو می خوای چه کار ؟ غیر از اینه که می خوای ببری تو قبر یا اینکه می خوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی. استفاده هیکلت برای شوهرته و البته شوهرت برای توئه و برای بچه آوردن."




وضعیت زنان در دوره آخرالزمان
وضعیت زنان در دوره آخرالزمان آنقدر به ابتذال کشانده می شود که خطر آن جوامع اسلامی را به طور جدی تهدید می کند .
به گزارش«شیعه نیوز»به نقل از زنان ایران،رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) ضمن بیان آن وضعیت خطرات ناشی از آن را گوشزد نموده و امت اسلامی را نسبت به فرو رفتن در این منجلاب هشدار داده است و ضروری ست زنان در عصر غیبت گوش جان به این موعظه گرانقدر سپرده و همچون دیدبانی بصیر و آگاه و به عنوان فرهنگ سازان جامعه، با آگاهی نسبت به خطرات ، خود و جامعه را از این مرداب وحشتناک برهانند .

زن اگر در جایگاه واقعی خود در عالم هستی قرارگیرد، موجودی است نجات دهنده و حیات بخش. در غیر این صورت تبدیل به موجودی می گردد که یک جامعه را به سوی انحطاط می برد .

گویند روزی پیامبراکرم(صلی الله علیه و اله) در جمع صحابی خود فرمودند: "چگونه می شود حال شما هنگامی که زن های شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و فجور بگرایند و شما نیز به جای امر به معروف امر به منکر و نهی از معروف نمایید! معروف را منکر بپندارید و منکر را معروف!"

اصحاب با تعجب سؤال کردند: آیا چنین وضعی پیش خواهد آمد؟ پیامبر(صلی الله علیه و اله) فرمودند: "بلی، بدتر از این هم خواهد شد".

و بعد پیامبر به بیان تفصیلی تر وضعیت دوران آخرالزمان پرداختند و فرمودند: "هنگامی که زنها برای طمع دنیا در داد و ستد همسرانشان شرکت کنند. مردها خود را به صورت زنها و زنها خود را به صورت مردها در می آورند".

"لعنت خدا بر زنانی که خود را به صورت مرد در می آورند و مردانی که خود را به صورت زن در می آورند". علت اینکه پیامبر با این تندی از زنان و مردان آخرالزمان سخن می گویند، شاید به جهت این است که آنها از ناموس خلقت و آیین فطرت بیرون رفته اند وسنت های حاکم بر نظام آفرینش را زیر پا نهاده و با سرشت خویش درافتاده اند .
حضرت در ادامه می فرمایند: " زنا دادن به صورت یک فضیلت برای زن بازگو می شود، دیگر منتظر شب نمی شوند که تاریکی آنها را بپوشاند، زیرا جرأت بر خدا به آن حد می رسد". محمد باقر مجلسی در بحار الانوار می نویسد: یعنی دیگر نیازی به مخفی کاری نیست، بلکه آشکارا گناه می شود .
وی در جایی دیگر از بحار الانوار می نویسد؛ امام محمد صادق(سلام الله علیه) نیز می فرمایند: " در دوره آخرالزمان، بعضی از مردان از راه فساد زنان درآمد کسب می کنند". بنگاه های سرمایه داری عظیم در حال حاضر که به خرید و فروش زنان می پردازند مؤیدی بر این مطلب است .
رسول خدا (صلی الله علیه و اله):
در آخر امت من ، مردانی پیدا می شوند که زنان شان در عین لباس پوشیدن لخت وعور هستند
رسول خدا در ادامه توصیف خود از وضعیت آخرالزمان چنین می فرمایند: " در آخر امت من، مردانی پیدا می شوند که زنان شان در عین لباس پوشیدن لخت وعور هستند و بر سرشان چیزی همانند کوهان اشتران لاغر است، آنها عطر بهشت را نمی شنوند، انها را لعنت کنید که آنها از رحمت خدا به دور هستند".
 مجلسی در بحار الانوار از پیامبر می نویسد که فرموده اند: " هنگامی که ببینی زن از همسرش مطلع است که او با هم جنس خود رابطه دارد (هم جنس بازی می کند) و به روی او نمی آورد و می بینی که در بهترین خانه ها زن تشویق می شود که فسق و فجور کند".
جامعه پیش از ظهور جامعه ای مملو از فساد و بی بندوباری اخلاقی است واز جمله فساد رایج در دوره آخرالزمان، رواج هم جنس بازی ست. به صورتی که جنبه قانونی پیدا می کند و به آن رسمیت داده می شود واگر کشوری زیر بار این فساد نرود، به آن متعرض می شوند و او را مورد تمسخر قرار می دهند .
 محمدبن مسلم می گوید به امام باقر(سلام الله علیه) عرض کردم: "قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد" امام فرمودند: "آنگاه که مردها خود راشبیه زنان نمایند و زنها خود را شبیه مردان، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان".
 و در حدیث دیگری امام صادق(سلام الله علیه) فرمودند: "در آن زمان زنان را می بینی که از بذل خود به کفار هیچ واهمه ای ندارند".
آمار بالای دختران در برخی ممالک اسلامی که خود را در بازارهای تجارت دختران جوان در کشورهای اروپایی در معرض فروش قرار می دهند، حکایت از تحقق این روایت دارد .
مجلسی در جایی دیگر از بحارالانوار می آورد: " زنها را می بینی که با زنها آمیزش می کنند و زنها لخت و عور می باشند و زینت هایشان را آشکار می کنند و از دین بیرون می روند و به فتنه ها می گرایند و به سوی شهوت ها و لذت ها می شتابند، محرمات الهی را حلال و در جهنم جاودان هستند. هنگامی زنان را می بینی که با خشونت با همسرانشان رفتار کنند و آنچه او نمی خواهد انجام دهند و...".
حضرت علی (سلام الله علیه) نیز می فرمایند: "در آخرالزمان، زنان به خاطر حرص به دنیا، در کسب و کار همسران خود شرکت می نمایند".
شاید این روایت اشاره به آن داشته باشد که زنان در بازی ثروت اندوزی سرمایه داران، بی توجه به این لطف الهی که آنان را از وظیفه تأمین مایحتاج و مخارج زندگی فارغ کرده است، دوشادوش مردان از صبح تا شام را در شرکتها و کارخانجات سپری می کنند و فرزندان و خانواده خویش را از نعمت تربیت و عاطفه ورزی محروم می نمایند .


 
  • تعداد صفحات :2
  • 1
  • 2

امار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • افراد حاضر در این وب

لینك نگار