تبلیغات
فرهنگ دینداری

مطالب گذشته

جستجو

امروز:

زمین‏هایى كه در سطح كره زمین هست، از نظر استعداد، تفاوت زیادى با هم دارند. قرآن مجید و نهج البلاغه در خطبه اول، در باب خلقت آدم، به این تفاوت‏ها اشاره دارند.

زمین‏هاى سخت و شوره‏زار، ریگزار، پوشیده از رمل و زمینى كه استعدادش براى كار كشاورزى، استعداد متوسطى است و یا زمینى كه استعدادش صد در صد است، انواع مختلف زمین هستند.

پس بخش‏هایى از زمین‏ها، آمادگى و استعداد كشاورزى ندارند و زمین‏هایى كه استعداد كشاورزى متوسط دارند و گاهى یك سال در میان، باید كاشته شوند و زمین‏هایى كه در سال چند بار، كشت شده و محصول مى‏دهند.

قرآن مجید از زمین‏هاى مستعد به «بلد طیّب» تعبیر كرده است:

 

« وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ »[1]

 

پروردگار با بیان این مسائل مى‏خواهد مردم را بیدار كند؛ كه بدانید و بفهمید
در این عالم چه خبر است. یك مالك واقعى وجود دارد و بقیه شما مملوك هستید.

این مالك با احسان، رحمت و لطف به مملوك خویش نظر دارد و اگر مملوك را در اختیار خودش گرفته است، به خاطر این است كه از هر راهى محبتش را در عمل به او برساند.

محبتِ تنها كه فایده‏اى ندارد. مثلاً كسى به دیگرى بگوید: دوستت دارم و فقط در این لفظ حبس باشد. هیچ كارى براى او نمى‏خواهد بكند. فقط دوستت دارم، این دوستى چه فایده‏اى دارد و این محبت، با نبود آن چه فرقى مى‏كند؟ محبت خدا غیر از این كه معنوى است، در عمل نیز مى‏باشد.

معامله، بیع، خرید و فروش با این مالك، معامله حقّى است، چون در جاى خودش قرار مى‏گیرد و معامله با غیر او، معامله باطلى است و خدا هرگز بناى امضا كردن معامله باطل را ندارد.

اگر من بروم و از جانب مالك با كسى معامله كنم، این را «بیع فضولى» مى‏گویند، یعنى بیعى كه بدون اجازه مالك انجام گرفته كه تمام فقها مى‏فرمایند: اگر مالك فهمید و این بیع را اجازه داد، این بیع بعد از اجازه او صحیح است. اما اگر اجازه ندهد، آن بیع باطل و باید به هم بخورد.

در معامله با مالك واقعى، چون همه چیز مملوك اوست؛ بدن، مال، زمین، خون، قلب، زن، فرزند، نعمت‏هایى كه در اختیار ماست، همه براى اوست. اگر من با غیر او معامله كنم، این معامله بیع فضولیى است كه تا ابد از طرف مالك ـ خدا ـ اجازه‏اش صادر نمى‏شود تا معامله صحیح باشد. وقتى معامله باطل بود و مالك اجازه صحّت آن را نداد، قابل قبول او نیز نخواهد بود.

این «اذن ربّه» در كنار «بلد طیّب» مسأله قابل توجهى است. زمین پاك، یعنى داراى استعداد كامل، اما زلف آن گره خورده به اذن پروردگار است، نه «اذن اللّه،
اذن الرحمن، و اذن الرحیم»
 ربّ یعنى مالكى كه لحظه‏اى از پرورش دهى ساكت و آرام نیست. مالكى است كه مملوك را رها نكرده و نمى‏كند و تا ابد نیز رها نخواهد كرد.

این كه مملوك را در اختیار دارد، یعنى با رحمت، لطف، محبت و كرامت در اختیار دارد. این اختیار، اختیار زیبایى است، چون مملوك را در اختیار دارد، فقط براى این كه عنایات، الطاف و احسانش را از هر راهى كه قرار داده، یا صلاح مى‏داند و یا اراده مى‏كند به او برساند. چون رسیدن احسان او به مملوك، از یك راه و یك جاده نیست.


امار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • افراد حاضر در این وب

لینك نگار