تبلیغات
فرهنگ دینداری

مطالب گذشته

جستجو

امروز:

کاروان

قافله قافله از دشت بلا می گذرد

عشق ماتم زده از شهر شما می گذرد

آه ای مردم غفلت زده ی خواب آلود

سحر از کوچه ی خالی ز دعا می گذرد

روزهاتان همه شب باد که خورشید زمان

بر سر نیزه سر از جسم جدا می گذرد

چشمتان چشمه ی خون باد که بر ریگ روان

کاروان از برتان آبله پا می گذرد

ننگ پیمان شکنی تا ابد ارزانی تان

که فرات عطش از خون خدا می گذرد

می شناسیدش و از نام و نسب می پرسید

وای از این روز که بر آل عبا می گذرد

(شعر از پروانه نجاتی)

ا


امار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • افراد حاضر در این وب

لینك نگار