تأثیر شخصیتهای علمی و فرهنگی در سرنوشت سیاسی و فرهنگی یك جامعه، امری است كه نه تنها در دنیای امروز، كه از گذشته بر برنامهریزان هر جامعه روشن بوده است. از این رو، سلاطین جور از حضور چهرههای تأثیرگذار فرهنگی در عرصه سیاست و اجتماع جلوگیری میكردند.
تأثیر حكومتها در حضور این شخصیتها و رشد علمی، فرهنگی یك جامعه، بسیار قابل تأمل است. نمونه بارز این مهم، حمایت صفویه از علم و علما و رشد چشمگیر علمی جهان تشیع در آن دوره است.
اما گاه این چهرههای فرهنگی فراتر از سایرین در شكلگیری یك جریان، مكتب، مسلك و حتی یك دین در سطح یك جامعه مؤثرند. گاه این اثرگذاری دامنه تاریخ را فرامیگیرد و اثر آن فراتر از یك دهه، سده و یا هزاره است. از این رو، چهرههای مذهبی- فرهنگی بیش از چهرههای علمی- فرهنگی، سیاستهای تنگنظرانه حكام را تحمل كردهاند، زیرا كسانی كه برای حفظ یك ایدئولوژی حركتی فرهنگی را آغاز میكنند، در راه اثبات و تثبیت آن اولین چیزی را كه نشانه میروند، پایههای سیاستهایی است كه ریشه در مخالفت و معاندت با مبانی اعتقادی آنان دارد، حال آن كه شخصیتهای علمی را میتوان در برههای از زمان در خدمت سیاست درآورد.
آنچه در شكلگیری این رخدادها مؤثر است، رجعت فرهنگی جامعه و گذار یك اصل ثابت شده به دورههای پیشین فرهنگ است. این اتفاق، نشان از عمیق نبودن لایههای فرهنگ مذهبی نیست، بلكه از تأثیر سیاست و قدرت در اضمحلال و انحراف گرایشهای مذهبی و فرهنگی توده مردم خبر میدهد.
تاریخ پرتلاطم اسلام، عاری از این واقعیت نیست. رحلت پیامبر(ص) سرآغاز یك رجعت نامیمون از فرهنگ اصیل اسلامی به دوره جاهلی بود. گرچه پوسته ظاهری اسلامی بر بدنه تفكرات جاهلی كشیده شد، اما جامعه اسلامی رفته رفته محتوای دستورات الهی و نبوی را دستخوش تغییرات بنیادین برگرفته از سیاست حكام میساخت.
این جریان آرام آرام به شكل خطرناكی در كمتر از نیم قرن پس از رحلت پیامبر(ص)، اساس و ریشه فرهنگ اسلام را نشانه رفت، به گونهای كه از آنچه پیامبر(ص) به عنوان ارمغان وحی در اختیار مردم قرار داده بود، جز خاطرهای محو چیزی باقی نمانده بود.
جریانهای تاریخ سیاسی اسلام كه پس از شهادت علی(ع) و روی كار آمدن معاویه رخ داد، بیشترین تأثیر را در عمق بخشیدن به این اتفاق گذاشت.
آغاز حكومت یزید همراه با كنار زدن پوسته فرهنگ اسلامی از بدنه بیمار آن بود. آنچه او آغاز كرد، مبارزه علنی با دستورات پیامبر(ص) بود. این رویداد، یك اتفاق سیاسی صرف نبود، بلكه در پس آن یك جریان فرهنگی قرار داشت. قیام حسین بن علی(ع) در راه احیای دین نبوی، به همین منظور صورت گرفت. جبههبندی همه كفر در برابر همه اسلام و شمار اندك یاران حسین (ع) نشان از عمق فاجعه دارد.
شهادت امام حسین(ع) در حالی كه هنوز صحابه پیامبر(ص) خاطره روایت او را در خصوص حقانیت خاندانش در خلافت و امامت فراموش نكرده بودند، بیش از پیش از گمراهی جامعه خبر میداد.
شهادت حسین(ع) اتمام حجت بر سیاست حاكم بر فكر مردم بود، اما آنچه پس از آن مهم مینمود، بیداری فرهنگی امت اسلام بود.
حضور زینب كبری(س) در واقعه عاشورا و پرچمداری كاروان حسین(ع)، صلابت، شجاعت و بهرهمندی او از علم و... نكات برجستهای بود كه او را در پایهگذاری انقلاب دوم عاشورا كمك میكرد.
بیشك، هر انقلابی برای شكلگیری باید از چند مرحله مقدماتی عبور كند تا به نقطه پایانی كه هدف آن است، برسد.
اولین گام زینب(س) در انقلاب دوم عاشورا كه به حق میتوان از آن به عنوان «انقلاب فرهنگی عاشورا» یاد كرد، پرچمداری فكری این جریان بود كه بازگشت به مبانی فكری نبوی و علوی را در دستور كار خود قرار داد. اهمیت این رویكرد از آنجاست كه تا زمانی كه مبنای فكری یك جمع دستخوش بحران و انحراف باشد، به هیچ وسیلهای نمیتوان از اصلاح آن سخن گفت؛ لذا اولین اقدام برای اصلاحات فكری، اصلاح در ریشههای فكری یك جامعه است.
گام مهم دیگری كه پیامآور عاشورا را در راه پرفراز و نشیبش یاری كرد، ایراد خطبههای پرشوری بود كه عاری از شعور حسینی نبود.
اشاره به اصول دین، مذهب، انحرافهای جامعه، تحریك احساسات مردم و بهرهمندی از آن نكاتی است كه در این بیانات به چشم میخورد و بیتردید زینب(س) را در رسیدن به هدف مقدسش یاری رساند.
این خطبهها در دو جایگاه مهم بیان شد؛ نخست بین مردم، در واقع اولین اشاره حضرت زینب(س) پایگاه مردم و اجتماع است زیرا بیشترین خسران از ضعف فرهنگ در جامعه عاید این جمع شده است. جایگاه بعدی در دربار عبیدا... بن زیاد و سپس یزید است كه در آخرین خطبه نتیجه لازم را به دست میآورد و آن اعتراف به خطا از ناحیه یزید است.
اما زینب(س) این اتفاق را پایان انقلاب خود نمیداند، بلكه برای تثبیت یافتههای خود كار تبلیغاتی گستردهای را در قالب برپایی مجالس سوگواری و سفر به شهرهای اسلامی چون قاهره، شام، مدینه... آغاز كرده و پیام عاشورا را همچنان گرم و پرشور به گوش همگان رساند.
بدینسان زینب(س) را میتوان بنیانگذار انقلاب فرهنگی عاشورا دانست كه هدایت فكری جامعه اسلامی به واسطه پیامرسانی عاشورا نتیجه همه زحمات آن بانوی بزرگوار بود.